در نهمين سالگرد جاودانگی پدر ٬ ياد و خاطرهء مقاومت شکوهمند غرب کابل را گرامی می داريم .

 

مصاحبهء رمضان بشردوست ٬ وزير جديد وزارت پلان

[ 06:26 ]clock audio
بعداز برطرفى حاجى محمد محقق از سمت وزارت پلان داكتر رمضان بشردوست به حيث وزير پلان مقرر گرديده است ۰ گفته ميشود يكى از علل هاى برطرف شدن آقاى محقق مشكلات داخلى وزارت پلان بوده است۰

[ 03:49 ]clock audio
چند روز قبل دولت افغانستان از استعفاى حاجى محمد محقق سابق وزير پلان افغانستان خبر داده و از تقرر وزير جديد پلان داكتر رمضان بشردوست اطلاع داد بعدا اقاى محقق گفت كه موضوع به اين سادگى نبوده و وى استعفى نداده است ۰ آنچه به حساسيت موضوع افزوده است اينست كه محقق در عين حال خود را به حيث كانديد رياست جمهورى در انتخابات آينده اعلام نموده است ۰ از حركت هاى گزارش داده ميشود كه اينجا و آنجا در كشور به طرفدارى از وى شكل ميگيرد
[ 08:10 ]clock audio
بخش دوم آزادى و شنوندگان : اين برنامه به احياى بت هاى باميان اختصاص يافته است و مهمانان برنامه هريك عبدالحميد مبارز معين وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان ، جليل بينش مدير مسئول هفته نامه سلسال درولايت باميان و بشير سخاورز يكى از كارشناسان و محققين ميباشند

[ 09:37 ]clock audio
محفلى به مناسبت كشته شدن عبدالعلى مزارى در كابل برگزارگرديد كه دو كانديد رياست جمهورى هردو در آن اشتراك ورزيدندو سخنرانى نيز داشتند گزارش آنرا حميد پژمان تقديم ميكند كه شما آنرا درينجا شنيده ميتوانيد۰

 

(۱) حرف زيادی درباره آنچه که اين روزها بر ما ميرود نميتوان گفت. زيرا چماقهای از پيش آماده شده آماده است تا هر زياده گو ! و زياده خواهی ! را سرجايش بنشاند. تحولات اخير در عرصه مناسبات سياسی در کشور متاسفانه يکبار ديگر ثابت کرد تا پند آموزی از تجربيات تاريخی فاصله زيادی داريم . بلی ميتوان گفت آقای کرزی آن جمله معروف در لويه جرگه را که بنا به اطلاعات موثق نوشته آقای دای فولادی بود غلط خوانده است . زيرا بگمان من جمله صحيح اينست : يک بچه يکاولنگ حق ندارد رييس جمهور اين مملکت شود !!! بهر حال مردم ما در آغاز اين راه نو از رهگذر تنگ نظريها و خودخواهی ها چالشی بزرگ را فراروی خود می بينند. قبل از هر سخنی درين باب ياد آور شوم که من از منتقدين جدی پديده جنگسالارانم و هميشه نسبت به تقابل پيدا نمودن دوستانم با تکنوکراتهای دولت انتقالی هشدار داده ام و با ذکر مثالهای که خود نيز از يادآوری آنها اکراه دارم کوشيده ام از نگاههای يکسويه به قطبهای قدرت خصوصا به شاهکارهای حضرات تکنوکرات بکاهم.

۲) دوستانی که مباحثه من و آقای سمندر را تعقيب ميکردند هميشه مرا از اين بابت ملامت ميکردند که ادامه آن مباحث چاقوی ديگران را برای ذبح شرعی ! ما تيز تر خواهد کرد. در حالی که من همچنان بر گفته های سابق خود تاکيد ميکنم ميخواهم سوگنامه ای امروز را برای کسانی بخوانم که مانند برادر ما آقای طاهر می اندیشند. برخلاف آنچه وانمود ميشود اقدام اخير جناب کرزی هيچ کمکی به دفع بنياد گرايان و جنگسالاران نخواهد کرد بلکه برعکس به استحکام تفکر توسل به خشونت و ماندگاری پدیده جنگسالاری می انجامد. پنهان شدن نیروهای خطرناک ضد امنیت و ثبات که هنوز از تسلیم دهی قدرتهای نظامی شان ابا دارند در پس پیامدهای این ماجرا اولین نتایج طبیعی این اقدام ضد دومکراتیک است. نمیشود نیروهای موجود در عرصه مناسبات سیاسی را به رقابتهای متداول سیاسی در جوامع انکشاف یافته فرا خواند و همیشه بر طبل مردمسالاری کوفت اما از سوی دیگر تمام راههارا بر روی وارد شدگان به این میدان بست.

(۳) آقای محقق خوب يا بد مردمسالار يا جنگسالار جهادی يا تکنوکرات امروز قدم به ميدانی گذاشته است که نشان از غلبه تفکر اتکا به رای و نظر مردم بر انديشه زورگويی و باجخواهی دارد. اين تغيير کم موهبتی نيست. و اگر دقيق شويم اراده جهانی نيز برای از پا درآوردن خشونت ورزان بر همين اساس شکل گرفته است و الا کيست که نداند جنگسالاران بزرگ در صف همين دوستان افغان ملتی ما جا خوش کرده اند و گذشته های دهشتناک خود را زير نيکتايی کتمان کرده اند. مگر همين جناب کرزی و پدر مرحوم شان از بنيانگذاران تحريک طالبان نبودند ؟ مگر کرزی صاحب بستری غير از احزاب جهادی برای رشد شخصيت سياسی خود داشته است ؟ مگر حرکت انقلاب اسلامی کمتر از ديگر تنظيمهای جهادی دستش در منازعات داخلی آلوده است ؟ مگر ایشان در اوج جنگهای دهه هفتاد عضو فعال حکومت مجاهدین نبودند و مگر همين حالا که جبهه جهانی ضدتروريزم در پس بقايای طالبان کوه به کوه ميگردد ايشان برای جانيانی چون ملابورجان لقب شهيد ارزانی نميکند و طالب اتحاد با سران فراری طالبان نيست ؟

(۴) بيشتر از اين نميخواهم از اوصاف ديگر سردمداران تکنوکرات مانند احدی صاحب و دلبردگيهای ديروز و امروزشان ياد کنم و يا مروری داشته باشم بر سوابق ياران با وفای جناب کرزی يا همان شرمندگان بی هويتی چون سيد کاظمی و خليلی که تا به امروز مردم مظلوم شهرستان و دايکندی گروگان رقابتهای بی شرمانه آنها يند و سئوال نمايم مگر محقق تنها جنگسالار کابينه است که حذف او پيروزی برای محو جنگسالاری عنوان ميشود. درينجا ميخواهم اندکی در باب تاثير وفای به عهد حاکمان در برابر مردمان بنويسم و اشاره داشته باشم بر نتايج و عواقب اين سياست حذفی. ناگفته پيداست دستاورد دولت حامد کرزی درين دوسال ارمغان آوردن شعارهای چون آزادی و مردمسالاری است که در کنار موفقيتهای محدود چون تثبيت ارزش پول ملی بر بسياری از نواقص و ايراد های اين حکومت سرپوش گذاشته است.

(۵) آنچه امروز آقای کرزی با وجود دريافت بيش از دو مليارد دالر برای ارائه به جهان تمويل کننده دولت خود در اختیار دارد پايه های لرزان نهادهای مدنی در کشور است که بگونه ای قابل نقد و بررسی توانسته است در محدوده پايتخت تا اندازه ای پا بگيرد واز همين رهگذر جناب ايشان در فرصتهای گوناگون بر طبل دموکراسی و آزاديهای مدنی کوفته و ايجاد جامعه متکثر و آزاد را بزرگترين عهد ميان خود و مردم بيان کرده است. آرزوی که فرايند عهد و پيمان آقای کرزی در ميان اقوام ايجاد ميکند دستيابی به حقوق سياسی و اجتماعی از طريق مبارزات مسالمت آميز است و همين دلبستگی به خودی خود سبب ميشود تا روحيه توسل به خشونت برای رسيدن به مقاصد سياسی جای خود را به رقابتهای دموکراتيک بدهد. بيگمان رشد همين باور است که ميتواند نابودی پديده جنگسالاری و انزوای جنگسالاران را در يک فرايند تدريجي فراهم سازد .

(۶) حال با اين حساب بايد ديد تخطی شخص حامد کرزی از اين تعهد چه پيامدی را برای دولت او و برای کشور ما خواهد داشت . آقای محقق گذشته از سابقه وی در منازعات داخلی که ميتوان گفت همه دولتمردان امروز افغانستان به شمول جناب کرزی و ياران تکنوکراتش در آن دخيل بوده اند قصد کرده است شانس خود را برای رسيدن به قدرت از طريق راهکاری بيازمايد که آقای کرزی خود نويد دهنده آن بوده است و حتا رييس دولت آرزو دارد افراد ديگری چون اسماعيل خان هراتی و دوستم شمالی هم تن به همين قاعده و قانون بدهند . تصميم محقق برای کانديداتوری در ميان بدنه حمايت کننده از او نيز که عمدتا هزاره های افغانستان هستند اين خوشبينی را بوجود آورد که ميتوانند با حضور در پای صندوقهای رای خودشان را شهروند صاحب حق احساس کنند . و اين کم دستاوردی برای حامد کرزی که تلاش دارد تعداد بيشتری از مردم را به مراکز ثبت نام بکشاند نبود.

(۷) اما چه شد که يکباره مناديان مردمسالاری راه کج کردند به جانب انحصارگرايی و بیپروا از شماتت مردمی که به گفته های خودشان اميدوار ميشدند تلاش خود را برای بیرون کردن رقيب از صحنه با تهديد و تبانی با رقبای قومی آنها سازمان دادند؟! سياستی که در دوران حکومت مسعود و ربانی به هيچ عنوان جواب نداد و منجر به سلب اعتماد هزاره ها - پشتونها و ازبکها از اداره انحصاری آن زمان گرديد. بهر صورت آنچه امروز مناديان دموکراسی با يک نامزد انتخاباتی ميکنند را فقط ميتوان گامی به پس قلمداد کرد که تنها دستاوردش بی اعتمادی مجدد ميان دولت و مردم است و به يقين فضا را به سود خشونت گرايان راديکاليزه ميکند.